عید غدیر 91
امسال عید غدیر صفایی نداشت برای اینکه بابایی و مامانی نبودن خونه اونا بریم دایی مصطفی و دایی علی هم نبودن فقط ما و خاله ساره کرمان بودیم که خاله ساره هم مهمان داشت مادر بزرگ هم نبود که بریم دست بوس و عیدی بگیریم و از همون اول صبح با بای زهرا گفت که با من بیایید من باید برم چند جا نقشه برداری شما هم با من باشید خلاصه تا ساعت ١ ظهر با بابای زهرا به چند جا سر زدیم و بابای زهرا کارهاشو انجام میداد و بعد به خونه مامانی رفتیم و غذا درست کردیم و سه تایی با هم خوردیم عصر دوباره بابای زهرا رفت چند جای دیگه نقشه برداری که ما نرفتیم و خونه موندیم وقتی اومد گفت مامان جونه از خانوک اومدن بریم خونه اونها و عیدو بهشون تبریک بگیم رفتیم اونجا و تا آخر شب اون...
نویسنده :
مامان حمیده
1:17


