توفیق اجباری
چند روزه که از طرف مسجد ابولفضل به ما بلیط رفت و برگشت و سه روز اقامت در مشهد رو دادند ولی چون هوا خیلی سرد بود ما و مشهد هم برف زیادی باریده بود و بابای زهرا سادات هم میگفت که با ماشین خودمون بریم شب که رفتیم خونه مامان جونی به خدا حافظی اونا به ما گفتند که با بچه کوچیک توی این برف کجا میخواین برین زهرا سادات مریض میشه خلاصه توی دل ما حسابی خالی شد ولی وقتی داشتیم میومدیم بابای زهرا سادات گفت بریم فرودگاه اگه برای فردا بلیط مشهد داشت با هواپیما میریم که این توفیق اجباری نصیب ما شد و ما روز پنجشنبه ساعت 10 صبح به مشهد رفتیم که ایندفعه هم مثل دفعه قبل خیلی به ما خوش گذشت و زهرا سادات اصلا مارو اذیت نکرد و توی حرم که میرفتیم با بچه ها کلی بازی...
نویسنده :
مامان حمیده
0:17





