اولین تجربه برفی زهرا سادات



کرمان ما یه منطقه خشک و کویریه برای همین ما زیاد تجربه برف رو نداریم از دیشب که ساعت ١ بامداد اولین دانه های برف بر آسمان کرمان نمایان شد خیلی خوشحال شدیم صبح که از خواب پا شدیم زهرا سادات رو کمار پمجره بردم و بهش گفتم که ببین برف باریده بعد از اینکه صبحانه خوردیم با هم لباس پوشیدیم و رفتیم توی کوچه و تنها جایی که میشد برف بازی کرد کوچه بود بعد از اینکه برف بازی کردیم با زهرا سادات یه آدم برفی رویماشین آقای همسایه درست کردیم و یه دفعه در باز شد و حسام اومد تو کوچه و یه کم هم با حسام برف بازی کردیم و حسام و زهرا سادات رفتن خونه دایی مصطفی که با حمد بازی کنن بعد از ظهر هم که من داشتم ظرف میشستم دختر کوچولوی من اومد و در شستن ظرفها حسابی کمک داد شب هم به بازار رفتیم و آجیل زمستونی خریدیم و بعد هم به خونه دایی مامان رفتیم و زهرا سادات که از خیلی وقت پیش بچه هارو ندیده بود حسابی باهاشون بازی کرد و یه روز خوب برفی رو به پایان رسوند


اولین تجربه برفی زهرا سادات
